سکانس که چگونه گور فرهاد گرفت ...

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما


امروز یک سال می‌شه که فرهاد دیگه نیست، یک سال می‌شه که گذشته ازون صبح برفیهِ ابریهِ گرفته‌ی دی ماهی که مامانت با دستای خودش طناب رو باز کرد از دور گردنت و کشیدت پایین و تو دیگه رفته بودی...

شاید اونقدر نزدیک نبودی که بگم فرهاد ما ولی فرهاد سارا که بودی، فرهاد فائزه، فرهاد شکیبا، فرهاد زندایی زهرا، فرهاد میلاد، فرهاد مامانت، فرهاد بابات و...

و همه‌ای که هیچ وقت نفهمیدن چرا؟ که چرا همه‌شونو گذاشتی و اینجور رفتی؟

 خدایا  با فرهاد ماها مهربون باش، ببخشش، ببرش جاهای خوب...

برای خوب بودن جای فرهاد همه‌ی ما لطفا دعا کنید..

 

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای