سکانس تلطیف جو

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما




خودم که هر بار پست قبل رو می‌بینم ته گلوم فلمبه بغض جمع می‌شه وبه نظرم میاد انگار که همه چیز فقط سیاه و غمگینه :(

لذا پستی بگذاریم جهت اینکه بشوره ببره این غم و سنگینی‌ها رو ... :)

آغاز عملیات شست و سو [آیکون کارگران مشغول پست گذارین] :دی

دو سه روز پیش که با مامانی ( یک عدد عاشق مامانی گفتن‌های نقی و بائو:دی -شمام همونجوری بخونید-)رفتیم خیابون و خرید و این صوبتا! اولین مغازه‌ای که وارد شدیم یه شلوار مخملی خال خالی آدم فضایی نشسته روی هر کدام از خال‌هایش ما را عاشق شد (توی پرانتز نوشت: اولن خال خالی‌هاش می‌رفت که بشه توپ توپی، واسه همین یه آدم فضایی روش جا شده بود:دی دومن: کاملا شلواره من را عاشق شد و نه من شلواره را :| :دی)

بلی داشتم می‌گفتم از شلواره، که قیمت خورده بود 24 تومن!! ضمن لعنتی که داشتم در دلم بر خودم حواله می‌کردم که چرررا روز قبل خر شده بودم و اون شلوار بیخود طوسی ساده کوفت ِ هیچی ندار را خریده بودم، با چشمانی اشکبار از شلواره دور تر و دورتر شدم و از دختر خوبی هم که انتظار می‌رفت ازم که با 23 سال باید در درونم شکل گرفته باشد تا در این موقعیت‌ها حتی فکر خرید به سرم هم خطور نکند چه برسه بر زبان آووردن و اینا هم متنفر شدم :/

 در مغازه‌ی دوم از دلبر خبری نبود، در سومی ولی باز دلبر را دیدیم منتها اینجا قیمت خورده بود 22:| مغازه‌ی بغل سومی، که چهارمی باشد دلبر را زده بود 20 :| مغازه‌ی ششم بود یا هفتم بود نمی‌دانم که به همین سوی چراغ (بیابید سوی چراغ را حالا:دی) دلبر را زده بود 18:|

حالا شما اگه پاشی بری بانه‌ای، مریوانی، قشمی، بندری و اینا همین دلبر را ده تومان کت بسته می‌دهند تحویلت و می‌گویند ارزانی خودت، والاع :/

ولی با همه‌ی این تفاسیر و از همین تریبون می‌خوام به دلبر بگم نگران نباشه در اسرع وقت میام و یه 18 تومنی تو می‌خرم :)))


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای